ماشین با شین!

داشتیم اسم‌فامیل ‌بازی می‌کردیم. من, حسن, حسین و مامان معصومه‌سادات _میزبان همیشگی‌مون توی قم_. مامانِ معصومه‌سادات به‌جای گل, گفته بود ماشین بنویسیم. بعد من و بچه‌ها توی خیلی از حرف‌ها, می‌ماندیم که باید چه ماشینی را بنویسیم. ماشین به تعداد حروف توی ذهن نداشتیم انگار. نوبت به شین رسید. هر سه تامون خالی گذاشته بودیم, وقتی مامان‌معصومه‌سادات گفت: استوپ. گوشهامون رو تیز کرده بودیم که شینِ ماشین رو چی نوشته‌ن.

در کمال تعجبِ ما سه نفر، یهو گفته بود: شِورلت! نامی که در دهه‌های ما خیلی کم به ‌گوش‌مان خورده بودُ اصلا هم که ندیده بودیمش. تازه من بلد بودم بنویسمش اما حسن و حسین که حتی نوشتنش رو هم بلد نبودن و از مادربزرگ پرسیده بودن چجوری نوشته میشه, صدای مادربزرگ توی گوشم پیچیده بود که می‌گفتن: شین واو راء لام تا. حسن گفت: تای دو نقطه. گفتن آره.

 

 

 

 

/ 2 نظر / 101 بازدید
خانم یاء

ما تو خونمون به جای لفظ رکیک(!) شورت(لباس زیر) رسماً از "شورلت" استفاده می کنیم. مثلاً:یا...!شورلتا رو بنداز رو بند!