مدیریت پسرانه_مادرانه

ظهرجمعه‌ست. دارم شامی درست می‌کنم. مقداری گوشت چرخ‌کرده رو درمیارم و یه عدد سیب‌زمینی متوسط براش رنده می‌کنم. حسین تا تو دستم سیب‌زمینی رو می‌بینه میگه میخوای چی درست کنی مامان؟ گفتم: شامی. می‌گه یه سیب‌زمینی کمه. می‌گم دو عدد شما، یه عدد من، روی هم 5 عدد. اینم 5 عدد درمیاد دیگه. می‌گه درنمیاد. حالا گوشت چرخ‌کرده‌م رو با سیب‌زمینی‌رنده‌شده و یه عدد تخم‌مرغ مخلوط کردم، دیدم به 5 عدد شامی نمی‌رسه. به حسین می‌گم: یه سیب‌زمینی دیگه بیار از حیاط. می‌گه چرا؟ می‌گم یکی کمشه. می‌گه من درآینده حتما یه کسی می‌شم برای خودم، چون همون اول می‌دونستم کمه

 

 

 

/ 4 نظر / 10 بازدید
رعنا

سلام يعني بچه ها با شمان؟ سميه جان خواهش ميكنم بيا بنويس و بگو چي شد .. هر بار با كلي ترس و دلهره اينجا رو باز ميكنم

رعنا

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي ..... اين بهتريننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن خبري بود كه ميتونستين بهم بدين .. چشمام پر از اشك شده و دارم تند تند تايپ ميكنم خدايا شكرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت از ته دلم شكرت ميكنممممممممممممممممممممممممم خدايا مرسي كه اين دو تا پسر گل رو كنار مادرشون نگه داشتي .. مهربانيت رو شكر ... بچه ها رو ببوسينننننننننننننننننننننننننننن محكممممممممممممممممممممممممممممم شامي خوشمزه هم نووووووووووووووووووووووووووش جااااااااااااااان

ُسمانه

شکر

محسن نوروزی

خدا هر دو تا اقازاده رو حفظ کنه . خیلی وبلاگ دلچسبی دارید .