منشی نُه ساله‌ی من

 

برعکس برادرش حسن، حتی اگه مشغول کار و بازی و درس و کتاب‌خوندن‌ش باشه و من مشغول صحبت با خاله‌ش، کاملا می‌تونه هم‌زمان هم به کارهاش برسه و هم تمام و کمال و موبه مو حرف‌هامو ریکورد کنه. نشون به اون نشونی که اگه یه جایی از حرفهام رو هم نفهمه، غیرمنتظره می‌پرسه: "چی گفتی اینجا؟" و البته من به این روحیه‌ش کاملا واقفم. برای همین وقت‌هایی که حرفهای بزرگونه دارم می‌زنم، از اصطلاحات انگلیسی میون حرفهام استفاده می‌کنم که یک‌وقتی فکرش مشغول و یا ناراحت نشه که البته‌تر خودش هم می‌فهمه چرا خارجکی اضافه‌ی حرف‌هام می‌کنم ولی باز هم سعی می‌کنه با عقل نُه ساله‌ش کلمات رو کنار هم بذاره و یه چیزی از توش دربیاره و باهام درمیون بذاره و بخواد ببینه درست فهمیده یا نه.

 

دیشب که افطاری خونه‌ی پدرجونش بودیم، همین اتفاق افتاد و بااینکه کلمات انگلیسی وسط حرف‌هام اضافه کرده بودم، گفت: "مامان! چی شد؟". نگاهش کردم و با یه حالت درماندگی خاصی گفتم: "حسین! من الان می‌تونم بعضی حرف‌هامو انگلیسی بگم تا نفهمی، بعدا که خودت انگلیسی یاد گرفتی، چیکار کنم؟" گفت: "خب انگلیسی حرف نزن، همه‌چیز رو بهم بگو". گفتم: "خب دوست ندارم ناراحت بشی، اذیت بشی، یه حرفها مربوط به خودمه فقط" گفت: " ولی اینکه نمی‌خوای من بفهمم ناراحت میشم". گفتم: "یعنی ما می‌تونیم انقدر با هم دوست باشیم که من همه حرفهای خصوصیم رو بهت بگم؟" سینه صاف کرد و با حالت خیلی جدی و کمی اخم گفت: "آره". گفتم: "ولی مطمئنا تو چون یه پسری، نمی‌تونی مثل دوستم یا خاله‌فهیم نیازهای شخصی و خصوصی‌م رو درک کنی، حتی شاید بهت بربخوره و ناراحت بشی". گفت: " من دوست دارم دوست هم باشیم مامان، قول می‌دم. لطفا دیگه انگلیسی حرف نزن"...

 

قبلا ها اینطور نبود. یه یکسالیه خیلی بهم حساس شده. به نگاه‌هام، احساساتم، همکارام، نوع حرف‌زدنم. همه رو موبه‌مو رصد می‌کنه و مدام می خواد ازم فاصله نگیره. قبلاها که با هم تو جای عمومی‌ای می‌رفتیم و مردم تعجب می‌کردن از اینکه ما مادر و پسریم. با خنده می‌گفتم: "کی گفته من مادرشونم؟ میبینین که بهمون نمی‌خوره مادر و پسر باشیم. ما دوست همیم" که بااینکه شوخی بود، ناراحت میشد و همون‌جا گارد می‌گرفت. هم خودش و هم داداشش. حالا خودش عوض شده و می‌گه من دوستتم، نه فقط پسرت. موندم چیکار کنم.

 

مدتیه که پیامکی هم که برام میاد و وقتی می‌بینه دارم ظرف می‌شورم یا غذا می‌پزم، بازش می کنه و بلندبلند برام می‌خونه. این کار رو که برای اولین‌بار انجام داده بود، خیلی تعجب کردم. شاید چون گوشی خودم رمز داشت نمی‌تونست این کار رو بکنه و این تمایلش رو نشون نداده بود ولی حالا که گوشی ساده‌ی زنداداشمو دارم و قابلیت رمز رو نداره، این میلش فعال شد. باز کرد و خوند. بلندبلند: "شما شماره‌هامون رو به مرکز دیجیتال دادید؟". گفتم پس خودت جوابش رو هم تایپ کن و بنویس: "سلام. نه". یاد گرفت. دوباره دوستم جواب داده بود و حسین خوشحال شده بود که تا دستشه جواب پیامک هم اومد. باز هم برام خوند و باز هم من بهش گفتم جواب بده که ...

 

فعلا خوشحاله و فکر می‌کنه من مثل یه موم تو دستشم

 

فعلا خوشحاله، نگران نیست

 

حسش برام جالبه

 

دوست دارم کمی بگذره و بعد بهش بگم که پیامک‌ها شخصی‌ان و باید برای خوندنشون اجازه بگیری

 

امروز از طرف من به داییش پیامک داد: "سلام. برای عید میری سلمونی که بچه‌ها هم باهات بیان؟". دایی‌شم سریع جواب داد که: "آره، بعد از افطار با هم می‌ریم". دوباره نوشت: " من پیامک دادم بهت دایی، دیگه همیشه من پیامک‌های مامان رو جواب می‌دم".

 

 

 

 

 

/ 7 نظر / 21 بازدید
اشکان

سلام.خسته نباشی.از وبلاگت دیدن کردم.راستی کلی عکس جالب تو وبلاگم گذاشتم.اگه دوست داشتی یه سری بزن و راجع به عکسا نظر بده.اگه شد بنویس که چه عکسای دوست داری تو وبم بذارم یا اگه ایرادی دیدی واسم بنویس.منتظرم.ممنون.

مادرانه

کاش همون وقت اخم می کردی. کاش همون وقت با زبون بی زبونی بهش یاد می دادی که خواندن پیامک یه حریم شخصیه. چون بعدها مجبوری بهش یاد بدی که در عین حالی که خوندن پیامک مادر, حریم شخصیه ولی باز هم باید بچه ها نه تنها بدشون نیاد که هیچ, حتی باید اجازه بدن مادرشون پیامک هاشون رو بخونه و حتی تر از اون کار مادرشون هم دلگیر نشن. مرز خیلی باریکیه سمیه جان. خیلی هم سخته. زودتر اقدام کن قبل از اینکه به سن بلوغ برسن. دیگه اون موقع خیلی دیره. اینکه بتونی حرمت ها رو نگه داری و یادشون بدی نگهشون دارن, خیلی ریزبینی می خواد. اتفاقا باید موبایلت رمز نداشته باشه و دقیقا همین حالا حریمت رو نگه دارن. درب اتاقت باید قفل نباشه ولی بچه هات بدونن که زشته سرزده وارد اتاقت بشن. باید بفهمن اینا رو. این حرمت ها رو. این احترام ها رو. الان که پسر گلت به داییش پیامک می زنه, مطمئنم دیگه برادرت بهت پیامک خصوصی نمیده. حتما تا الان دیگه احساس ناامنی می کنه نسبت به گوشی مویابلت. پیشنهاد می کنم اگه بچه هات موبایل ندارن, براشون یکی از اون خیلی معمولی هاش رو بخر. اجازه بده تخلیه بشن. بعد بدون اینکه اطمینان شون خدشه دار بشه, هر شب وقتی خوابن

مـــینا

خدا برات حفظشون کنه. در مورد پیامک... فقط رضایت شما برای خوندن پیام‌ها لازم نیست. اون فردی که برات پیام فرستاده هم باید رضایت داشته باشه که نفر سومی از محتواش مطلع بشه. من شخصا نمی‌پسندم کسی پیام‌مو به هر کسی، حتی مادرم بخونه. در پناه خدا.

بازاریاب

دوست عزیز سلام اگر تمایل دارید مدیریت قوی تری بر وبلاگ خود داشته باشید،امکانات بیشتری به مخاطبین خود ارائه نمایید و یا یک گام بزرگ برای ورود به دنیای وب مستران بردارید ما توصیه می کنیم همین امروز از امکانات رایگان ارائه شده توسط تیم اندیشه ی برتر نهایت بهره را ببرید و با تبدیل وبلاگ خود به وب سایت خواسته های خود را محقق کنید. هم اکنون اقدام کنید و از امکانات دامین و هاست رایگان برخوردار شوید http://designer.moshakhasat.com همچنین در صورتی که تمایل دارید از طریق وبلاگ خود کسب درآمد کنید آدرس زیر را نیز حتما ملاحظه بفرمایید http://www.moshakhasat.com/index.php?route=information/information&information_id=9 با تشکر 1345429981.38

هنا

دنیای عجیب و جالبی دارن این دوتا مرد کوچک. کار تو هم به نسبت این دنیاها سخت و پیچیده میشه... اما به گمونم خوبه که کم کم این رو متوجه باشن که هر کسی به خصوص تو به عنوان مادر برای خودت حریمی داری و به شدت با مادرانه موافقم که الزام این حریم با رمز و قفل و اینها نیست. بچه های ما چه دختر چه پسر باید یاد بگیرن که ما حرفهایی داریم برای خودمون و اتفاقا این چیزها رو اگر خودمون قبول داشته باشیم خیلی راحت تر از تصور ما می پذیرند. من یه خواهر داشتم که همیشه به خاطر ناراحتی بچه ش سعی می کرد همه چیز رو براش توضیح بده....مامانم هم میگفت آخه تو چرا چیزایی که به اون مربوط نمیشه رو بهش میگی میگفت خوب ازم می پرسه ناراحت میشه نگم و فکر کن الان بعد از بیست سال کلافه شده ازین حریم خصوصی نداشتنش ازینکه همه چیز رو باید برای دخترش توضیح بده وگرنه اون خودش به یه نحوی سر از موضوع در میاره. موفق باشی مامان جوون و عزیز ما[ماچ]

موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 1466723509