کاش می‌تونستم به یه نفر از چند نفری که دورمن و دوستمن و تو تموم این سالها تنهام نذاشتن، پابه‌پام گریه کردن، دلتنگ شدن، دعا کردن، نذر کردن، جشن تولد گرفتن، اعتماد میکردم و ازش می‌خواستم یه‌جوری بکشتم. یه‌جوری که سریع‌تر باشه خلاصم کنه. راحتم کنه. کاش می‌تونستم باور کنم قابل درکم. کاش میتونستم مطمئن شم که کسی هست که از خستگی‌مو دل‌تنگی‌م بدونه. از گریه‌های هر شبم زیر ملافه. از توهم صدای گریه‌ی بچه‌هام و بعد تکرار مدام خودم که گریه نکن مامانم، گریه نکن مامانم...  

 

/ 7 نظر / 19 بازدید
عسل فومنی

دوست عزیزم سلام شاد بودن هنر است،شاد کردن هنری والاتر.پس نباشیم یکی شکلک بیجان شب و روز، بی خبر از هم و خندان باشیم. بی غمی درد بزرگیست ، که دور ازماباد.

الهه

مالک ملک وجود حاکم رد و قبول هر چه کند جور نیست ور تو بنالی جفاست

مشکات

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای سمیه!! این چه پست داغونیه! هر روز چن دفعه میام سراغ وبلاگت که ببینم مطلب تازه چی داری، حالا اومدم از این حرفا نوشتی! کاش نمیومدم:(([نگران][تعجب][ناراحت][وحشتناک] خیلی ناراحتم..... نباید روحیتو از دست بدی که، ایشالا اتفاقای خوب در انتظارته....

فاطمه

دیگه نتونستم در مقابل این یکی طاقت بیارم و خاموش بمونم! به نظرت ماهایی که غصه زندگیت رو تا حدود کمی که خودت اجازه دادی میدونیم و میدونیم وقتی میایم اینجا اگه شادی ای هم باشه تهش غصه ی جدایی دوباره هست خودآزاری داریم اینجا سر میزنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دختر! محکم باش! مادر باش! نشکن! به خدا خیلی غصه میخورم واست! غصه که چیزی نیست! خیلی به یادتم! خیلی دعات میکنم! نگو این چیزا رو! دل آدم که از سنگ نیست! از جنس دله.... نکن این گریه های زیر ملافه رو.... مادر باش....

خانم پ

من از شیراز بااینکه باتو حرف نمیزنم تورو توی روزهای خودم دارم _ گاهی یکباره یادت میافتمو بهت فکر میکنم و برات دعا

احسان

هیچ وقت قرص هایی که حال آدم را خوب می کنند جای "خوب هایی" که دل آدم را قرص می کنند، نمی گیرند...