ما رأیت إلا جمیلا

«من ما رأیت إلا جمیلا» های زیادی رو تو سه سال گذشته تجربه کرده‌م. یکیش امروز؛ ساعت 7 دو تا ساندویچ پنیرخامه‌ای با گوجه درست کردم و گذاشتم تو کوله‌م. بچه‌ها رو هم بیدار کردم و بعد ازینکه یه استکان چایی بهشون دادم، مثِ یه خونواده‌ی سه نفره راهی بیمارستان کودکان شدیم؛ شادی ِ باهم‌بودنمون توصیف نشدنی‌ه.

امروز فهمیدم حتی بیمارستان‌رفتنمون هم زیباست....

/ 2 نظر / 18 بازدید
کوه

واکسن؟ (نه چی دارم میگم... واکسن که مال این سن نیست!) خدا بد نده!

حسین

فکر کنم خدا هم به شادی باهم بودنتون لبخند میزنه :)