مادری با غرورِ تمام

 وقتی که سرِ قرارِ همیشگی تحویل‌شون گرفته بودم, مستقیم رفتیم فروشگاه میدان سعیدی. همیشه عاشق خرید توی فروشگاه بودیم. همیشه خریدهامون ولو کم, ولو در حد مواد اولیه‌ی ساندویچ‌های خونگی مدرسه رو سه نفری می‌رفتیم. اینبار هم برای بار دوم توی قم, رفته بودیم فروشگاه سعیدی. دوستش دارم, البته فروشگاه‌های دیگه‌ی این شهر رو تجربه نکردم ولی چون پیش‌دانشگاهی‌م رو توی همین میدان گذرونده بودم, دوستش داشتم و حس نوستالژیک خاصی برام داشت. طبق معمول, حسنم رفت سراغ چرخ خرید. یک کیلو برنج و ماست و خرت و پرت‌های دیگه برای شام و ناهار یه روزه‌مون خریدیم و رفتیم برای حساب. طبق‌معمول‌تر این دو تا مدام حرف می‌زدن. خانم حسابدار از چهره‌ی بشاشم, از ته دلش آرزو کرد که خدا به خودش هم یه دوقلو بده. آرزوش رو با صدای بلند گفته بود. گفتم: خوبه. گفت" واقعا؟ گفتم: "آره "البته پسرای من خیلی خوبن, شاید برای همین حس خوبی از داشتنشون دارم.

فقط خدا میدونه چه حسِّ غروری به حسن و حسین دست داده بود. شیر پاکتی‌هاشون رو سریع نی زده بودن و داشتن می‌خوردن. منهم حواسم بود که اینبار ازشون نخوام نایلکس‌های خرید رو خودشون حمل کنن. رفتیم بیرونِ فروشگاه, طوری که هر 4 نایلکس دست من بود. از پله‌های فروشگاه که پایین اومدیم, یهو حسین گفت: وای مامان, یه نایلکس رو به من بده داشته باشم. گفتم: "شما شیرتُ بخور, اینبار خودم دارم عزیز, ایرادی نداره". گفت: "مردی گفتن, زنی گفتن". خندیدمُ گفتم: "خُبالاااا, شیرتُ بخور". جدی شد و گفت: "مامان! الان مردم ما رو ببینن, نمیگن چرا این دو تا پسر نایلکس خرید مامانشون رو نگه نداشتن؟

...

و این شد که مردم میدان سعیدی قم, مادری را دیدن که از فروشگاه تا دم تاکسی‌ها بدون هیچ نایلکسِ خریدی در دست با غرورِ تمام از داشتن‌ دو پسر راه می‌رفت.

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاطرات خانومی و اقاییش

سلام خیلییییییییییی وقته میخونمتون""و کیفففففففففففف میکنم از خوندن""از اینکه وقتی میام اینجا از مادر شدنم خیلییییییی خوشحال میشم""کلی بوی خوب مادری هست اینجا..

ساقي

سلام بانوي وطنم [لبخند] نوشته هات رو كه ميخونم سراسر از غرور ميشم كه همچين بانويي هموطن منه[لبخند] يه سوالي هم داشتم؛اين آهنگي كه وبلاگت هست خواننده هاش و شاعرش كيه؟

ملکه

ایشالا خدا همیشه براتون نگهشون داره

یِ خانومِ شاد!

من همیشه آرزوم بود اگه روزی مادر شدم صاحب ی دختر باشمو بس ولی از وقتی خوندمت ته دلم ی پسر غیرتیم میخوام آقا!

یِ خانومِ شاد!

میدان سعیدیو نمیشناسم اینهمه مدته قم نشینم فقط محدوده ی دور شهر و صفائیه و حرمو رفتمو اومدمو میشناسم

محض اطلاع

A Mother’s heart lights up the whole world So full of love, commitment and passion There is never a quota or any ration The heart of a Mother is bold and strong Holding a space for the family’s evolution For love and peace is the only solution Born to be compassionate, devoted and strong Her heart always beating to the vibration of love A Mother receives energy sent from above Always beaming with divine inspiration Mothers unite, holding hands together Creating a circle of love—forever A Mother’s love creates a fine lineage of care Love layered upon infinite love Hand fitted within the family glove A Mother loves with her whole heart Breathing in and out a love so intense Her whole world becomes immense We feel, we teach, we expand and we soar Flying amid the possibilities of life We may be single mother, grandmother or wife

برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] من اگر فکر کنم همیشه برنده ام با اولین شکست همیشه بازنده خواهم ماند. شکست پذیرفتنی نوعی برد است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقدیم شما از هر آنچه نیکی ست.متشکرم از حضورتون عزیز

لیلا قربانی

سلام.خوبی سمیه جان.پیش دانشگاهی مهدیه ؟ منم اونجا بودم با کلی خاطره ان شالله خداشما را برا اونا و اونا را برا شما حفظ کنه . منم دلم خواست [خجالت]

بهترین کسب درآمداینترنتی

سلام خداييش وبلاگ خوبي داري اگه مي خواي از بازديد هاي وبلاگت درامد مستقيم بگيري مي توني تو سايت زير عضو بشي و بعد از اينکه پولت به 1000 تومن رسيد تو کمتر از 12 ساعت بگيريش فقط کافيه کد کسب درامد رو ازش بگيري و تو وبلاگت بزاري من خودم عضوشم سايتش عاليه. http://parspa.s2a.ir

یاء

من و مامانم معمولا سر نایلکس دعوامو می شه.نمی ده من همشو ببرم!!