تلویزیون! دوس ت داریم

تو این دوماه مستقلی‌مون که تلویزیون نداشتیم، خیلی چیزها بهمون اثبات شده بود. یکی‌ش اینکه پسرام اصلا بهش وابسته نیستن و می‌تونن با فوتبال‌بازی‌کردن و کتاب خوندن، خودشون رو مشغول کنن. اما تو این دو سه روزی که پدربزرگم تلویزیونش رو برامون فرستاده که مال خود خودمون باشه، مدام داریم نگاش می‌کنیم. هم من و هم پسرها، فهمیدم اونقدرها هم که تو این دو ماه فکر می‌کردم، با تلویزیون بیگانه نیستیم و اتفاقا روز و شبمون به برنامه‌هاش بسته‌ست

 

 

/ 1 نظر / 22 بازدید
مـــینا

نمی‌دونم چه سرّیه... با خود تلویزیون غریبی می‌کنم. اما صداش رو که می‌شنوم خیالم راحت میشه! در همین حال، از رادیو منزجرم کلا. هیچ‌وقت هم متوجه تفاوت تلویزیون و رادیو در قاموس خودم نشدم! تبریک. مبارک باشه. ایشالا لامپ تصویرش براتون نور بده همش! از اونجایی که لامپه قاعدتا باید نور بده دیگه. نه؟ نمی‌دونم. باید بپرسم.