خ.و.د.ا.ر.ض.ا.ی.ی

یکسالی می‌شود که هر چه می‌گوید و تجربه می‌کند را من قبل از او تجربه کرده بودم. هر دفعه هم می‌دانم دفعه‌ی بعد چه خواهد گفت و چه را تجربه می‌کند؛ هر دفعه‌یی که خودم مرحله‌ای از زندگی ِ جدیدم رو پشت‌ِ سر می‌گذارم؛ فقط کافی‌ست نگاهی به عقب بکنم، می‌بینمش. اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم او به خ.و.د.ا.ر.ض.ا.ی.ی تن دهد.

 

/ 2 نظر / 31 بازدید
کوه

آدم‌ها معمولاَ معمولی‌اند نه آن‌قدر بزرگ که ما در ذهن‌مان تصورشان می‌کنیم تا دورند شیر می‌بینیم نزدیک که شوند بچه‌گربه‌ای بیش نیستند هر کس به فراخور حال خویش به خیلی ناکسی‌ها تن می‌دهد شرایط را باید دید انسان‌ها همان انسان‌های قبلی‌اند!

کوه

سنگ فرومی‌غلطید رود غرید و گفت: صخره‌ای، چرا بي استقامت؟! مرا با سستي چون تو چه كار؟! سنگ جواب داد: افتادنم را خُرده مگير همراهيمان را فراموش كردي زچه بود؟ اگر ريشه داشتم و مي‌ماندم به لحظه ملاقاتي، نه بيشتر، جدا مي‌شديم مگر ديدار رود و صخره چند است؟ با هم بودنمان از هماننديمان؛ غلطيدن من و جاري تو در اين جهنم دنيا با هم پايين مي‌رويم انصاف نيست طعنم زني، گل ِ من!