حَسّونی!

 

توی فرندفید، بچه‌های عربی‌دوست! نوشته بودند این اسامی خاص، با این تلفظ‌ها بین عرب‌زبانها رایجه. رایج هم نه، اینطور برداشت کردم که می‌گفتند یکجورِ خاصی عاشقانه‌ست و بعضی‌هاشان، اینطور هم را صدا می‌زنند. بین اسامی، حسن و حسین هم بود. اونها گفتن شما رو "حسّونی" خطاب می‌دن. بعد من شروع کردم روضه‌خواندن، مدام حسّونی صداتان زده‌م و گریه کردم. انگار زنِ عربی بودم که پوشیه داشتم و خاکِ روی زمین را به سرم می‌کوبیدم و خلخال؟ نمی‌دانم اما میان مردان و زنان شهر راه می‌رفتم و حسّونی حسّونی‌گفتن‌م داشت نفسم را بند می‌آورد. درست همان حسی بوده که گاهی قرة عینی و ثمرة فوادی صداتان می‌زدم، شما هم می‌خندیدید.

...

باید پسر داشته باشی تا صدای طبلِ عزا

و زنجیرزنی همراه با مداحی جان‌سوزی را فقط در مُحرَّم نشنوی. ..

این‌روزها طبل‌ و زنجیرهای کوچک‌تان هم، بهانه‌‌ی دستان‌تان را دارند...


 

 

 

 

 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
محمد

این روزهای مزخرف جدایی باید تموم بشن بالاخره...تموم می شن...یه روز نزدیک...ان شا الله...این روزها روزهای صبر بر دوریه...

سحر

نكن اين كارو با خودت نكن دختر جيگر من كنده شد! خودت چي ميكشي؟

.

حق گرفتنی است حتی اگر قانون مملکت شما را مجرم بداند و مسئولیت خدایی مادری،همیشگی است حتی اگر قانون مملکت آن را نادیده بگیرد.پس نگذارین مردسالاری،حسنین رو بی مادر کند.حق مادر داشتن بسیار حق مهم و بزرگیه آن هم در این سن خاص.تلاش کنید که از قدیم گفتن از تو حرکت از خدا برکت.تربیت و روحیۀ آیندۀ حسنین به تلاش شما بستگی داره.نا امیدی گناهه.