داداش!

پسرخاله‌م با زبان کودکانه‌ش، خاله‌م رو صدا می‌زنه. صدازدنی که همه می‌فهمیم میگه: مامان. ولی خاله‌م جواب نمی‌ده. وقتی می‌گیم "خاله‌جون، داره صدات می‌زنه". جوری که پسرش متوجه بشه اشتباهی کرده، می‌گه: من فقط مادری‌ش هستم! قصه از این قرار بود که خاله‌جونم دوست داشت پسرش، "مادری" صداش بزنه، برای همین با توسل به قهر و جواب‌ندادن و تکرار و تکرار سعی کرد به خورد ذهنش بده که من مادری‌م، نه مامان و دوست دارم فقط مادری باشم. همیشه آرزوم بوده مادری صدا بشم!

همین رفتار رو توی خانواده‌های چندفرزندی هم دیده بودم که مادری دوست داشت دختر کوچیکش به پسر بزرگترش بگه: داداش و به زور و با انواع راه‌ها سعی می‌کرد یادش بده که این داداشته و تو باید همین صداش بزنی.

یادم اومد که چقدر شما دو تا از همون وقتی که کوتاه‌ترین و کوچک‌ترین اصوات رو گفتید، فهمیدید که باید همدیگه رو "داداش" صدا بزنید. یادم اومد که چطور من مثل این‌ها این تلاش رو نکرده بودم. چرا نشد که یه بار به هم‌دیگه بگید: "محمدحسین؟ محمدحسن؟" واقعا چرا نشد؟

شاید خنده‌دار باشه ولی من از همون وقتی که شما دو تا چشم‌تون رو به این جهان باز کردید و اومدید توی بغلم، "داداشی" صداتون زدم. وقتی خانم پرستار بغلم گذاشته بودتتون، گفتم: "سلام داداش‌حسن، سلام داداش‌حسین! داداشت خوبه؟ خودت خوبی داداشی؟ داداشت خوابیده‌ها، تو نمی‌خوابی؟ داداشتُ بغل کنم، تو برو بغل مادرجون. ...".

من شما رو از همون اول با نام "داداش" خطاب داده بودم. نمی‌دونم چرا. شاید چون همراه خودتون یه داداش دیگه هم داشتید؟ شاید چون داداش‌ِ هم بودید و من یهویی با دو تا داداش روبرو شده بودم؟ شاید چون داداش‌ها قراره خیلی پناهِ هم باشن. شاید چون فقط توی کلمه‌ی داداش، تمامِ لذتِ مادری‌م رو از داشتنتون خالی می‌کردم؟ شاید چون از وقتی که دو ماه و نیم باردارتون بودم و خانم دکتر گفت که شما دوتایید، فقط فکر می‌کردم که داداشید! شاید چون قرار بود داداش‌های خوبی برای من بشید! ...

شاید چی؟

 

حالا که خوب فکر می‌کنم می‌بینم که مردمِ کوچه و بازار حق دارند تا وقتی که شما من رو مامان صدا نزدید، باور نکنند من مادرتونم. ازبس شما رو داداش صدا می‌زنم.

 

 

 

/ 7 نظر / 22 بازدید
///////////////////// پری سا \\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\

سلام انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... خوشحال می شوم به دیدارمن بیایید عضو دیدار شوید و در ارتباط باشیم تبادل لینک کنیم www.30you.ir/parisa

مريم

سلام وبلاگ زيبايي داري حتما بيا و تو سايت زير ثبتش کن تا من و بازديد کنند هاي ديگه بتونيم هر روز بهت سر بزنيم.محلي که وبلاگتو ثبت مي کني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان است و فوق العاده پر بازديد. www.vatanlinks.ir

نازي

يه وبلاگ طراحي کردم و تمام کسايي که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لينک کردم . از تو هم دعوت مي کنم به جمع ما بياي . منتظر حضورتم . باي

شبیه من تنها . . .

سلام خواهر جان خوشحالم که شما و داداشا خوبن و شما رو هنوز اینجا زیارت کردیم

مشکات

عزیزم....آره واقعا سمیه! نمیدونم تو این دو تا کلمه ی "داداش" و "آبجی "چی هست، که اینقدر وابستگی و علاقه میاره!! خدا واسه همدیگه حفظتون کنه آبجی[لبخند] میدونم که میدونین دوستون دارم[قلب]

ملکه

عزیزم! خوب بودن این حسنین ما؟!