یا ضامن آهو

پسرا داشتن انیمیشن "آقای مهربان" رو از شبکه دو می‌دیدن. به نماز باران حضرت رسید. حسنم می‌پرسه: مامان اینا واقعیت داره؟ گفتم "آره، اگه کسی پیش خدا عزیز باشه، دعاهاش زود جواب می‌ده". حسین می‌گه "مثل شما"...

و من همینطور که داشتم مثل خودشون برنامه رو می‌دیدم، عکس العملی نشون ندادم به حرفشُ فکر می‌کردم به اینکه واقعا چرا فکر می‌کنه من پیش خدا عزیزم؟ اصلا با خودش چه فکری کرد که اینطور گفت؟

آهویِ مادر! آماده برای مردن بود، بدست شکارچی. دلش پیش بچه آهوش بود که مریض بوده و تنهاستُ چشم‌به‌راه... حضرت ضمانت کردنُ تو خونه شکارچی موندن تا شکارچی آهو رو آزاد کنه تا بره به بچه‌آهوی شیرخواره‌ش برسه، اونهم فقط تا غروب. بعد اگه برنگشت، پول دو سه آهو رو از حضرت بگیره...

داستانش تکراریه شاید اما داستان من و آهویِ مادر...

منُ ضمانت آقا...

 

 

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
ممرضا

خوش به حال آهوهای امام رضا... امام مهربان، ما حاضریم خر شما باشیم

لينك‌زن

سلام حسنيه عزيز اين مطلب وبلاگ شما در گزارش اين هفته وبلاگستان لينك‌زن بازنشر داده شد با تشكر لينك‌زن http://linkzan.com/archives/750