بک یا علی

می‌خواهم حرف شازده احتجاب گلشیری را گوش کنم و برای دوست‌داشتن‌تان، داشتن‌تان، دلیلی نداشته باشم. می‌گوید: «انتخاب طرف، هرچه بی‌دلیل‌تر باشد بهتر است». بی‌دلیل دوستتان دارم اما من که نمی‌توانم جلوی ذوق‌زده‌شدن‌هام و گُرگرفتی‌هام رو بگیرم. من که نمی‌توانم وقتی از توی مانیتور طبقه‌ی دوم مسجد می‌بینمتان که کتاب قرآنی را که کلاس دوم جایزه گرفته بودید رو روی سرتان دارید و قرآن به‌سر می‌کنید و نمی‌دانم چی را زمزمه می‌کردید که شبیه "بک یاعلی" مداح نبود، اشکم را به پهنای صورتم مهمان نکنم و بیشتر دوستتان نداشته باشم، بیشتر وابسته‌تان نشوم.

 

شما نعمتید، همینطور که مهمان برنامه‌ی "این شب‌ها"ی دیشب؛ دکتر آشنا می‌گفت. می‌گفت نعمت هر اون چیزیه که باعث قرب بشه. برای همین "نعمت" رو مایِ گیرنده تعریف می‌کنیم. معنابخشی ما دارای نعمتش می‌کنه. برای همین توی نامه‌ی دیشبم برای شما نوشتم که وجود شما نعمته. چون همیشه دلیل تقربم بودید. دلیل اشک‌هام، دلیل توسلم. دلیل یبدل سیئاتهم حسنات‌م!

 

دیشب خواستیم دعای مشترکی داشته باشیم. شما پیشنهادی نداشتید اما یادمه که بی‌اختیار گفتم بیاید به خدا بگیم: "خدایا هر نعمتی که به ما دادی، به همه بده. هر نعمتی که به ما ندادی، باز هم به بقیه بده". شما رفتید و من توی دعای مشترکمون موندم. شما رفتید و من به خدا گفتم مگه غیر از اینه که اگه کسی هدیه‌ای، لباسی، سوغاتی، پوشیدنی‌ای برامون بیاره، دلش می‌خواد تنمون، دستمون، سرمون ببینتش؟ این دو تا هدیه‌هاتو که بهم دادی و من همیشه همرام داشتمشون، برام حفظ کن، پیشم نگهشون دار، پیشم بخواهشون... بعد بیشتر مستأصل شدم.

 

از دیشب تا الان ولی، لذت قرآن به سرتون زیر زبونمه. فکر می‌کنید چقدر ذکر الحمدلله رو بگم، سیر بشم؟

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 28 بازدید
محمد

به انجمن تخصصی اینـتر وب خوش آمدید. اینـتر وب سایتی است در زمینه ی انواع کد های جاوا css و غیره. قالب تمام سایت ها برای همه ی سرویس های وبلاگ دهی و سایت دهی. سفارش ترجمه قالب برای همه ی سرویس ها. دارای چت روم. ساخت رایگان بنر،برچسب کاربری،لوگو و هدر و... ساخت انواع دامنه. سفارش دادن ساخت کد. نکات امنیتی. حل مشکلات قالب و سایت وبلاگ. ساخت اسکریپت. حل کردن تمام مشکلات کامپیوتر شما. همه ی کار ها رایگان است. و هزاران خدمت رایگان دیگر به وب سایت ما سر بزنید. www.enterweb.ir

پرسا

این‌که می‌گویند جگر گوشه را حالا می‌فهمم. این‌که می‌خواهی به تو ببخشند تا ابد آنی را که آرامش توست و قدر همه‌ی داشتن‌ها و نداشتن‌ها دوستشان داری. آن‌قدر که هر چه فرشته هست به تو احترام می‌گذارند و با تو می‌تپند تا تو آن را داشته باشی. زندگی یعنی همین دوست داشتن...همین جنگیدن برای دوست داشتن...همین دانه دانه اشکی که تو از جانت می‌کنی ورهایشان می‌کنی در محضر خدا و خلوت خودت...همین که تو را می‌برد پیش خالقش و هی معراج وهی معراج و هی درگوشی و هی درگوشی و... جنگیدن برای چیزی که از توست، معنایی که از توست، زندگی و نفس و حیاتی که از توست...دوست که می‌داری تازه معنای بند ناف را می‌فهمی...معنای اینکه تو از منی و حالا من از تو...معنای دردهای بی امان شبانه را...آدم، پایی هستی‌اش باید بایستید....باید بجنگد...مثل یک مرد...تا آخرین نفس...تا خود خدا...