به تمام آدمای حلقه‌دار حسودی می‌کنم

من به تمام آدمهای حلقه‌دار حسودی می‌کنم.

من به اندازه‌ی تعداد حلقه‌هایی که تو دست آدما دیدم, جون دادم

دُرُست از یه زمان.

از یه زمانی به بعد، حلقه خیلی برام مهم شد. از یه زمانی به بعد، داشتنِ حلقه و مفهومش به عقده‌های زندگی‌م اضافه شده بود. از یه زمانی به بعد... وای از همون زمان....

این روزها, توی تاکسی, توی مهمونی‌ها, توی خیابون, فقط به دست آدما دقت می‌کنم، چه مرد, چه زن. البته این روزها یعنی مدت زیادی که حسابش از دستم در رفته. کاش ریاضی بلد نبودم. کاش دستِ چپ و حلقه‌ای که احاطه‌ش کرده دست از سرم برمیداشت. من آدم اینهمه کلنجار نبودم. با خودم کلنجار می‌کنم که چند درصد این ادمای حلقه‌دار, به حسی که از داشتن حلقه باید بهشون دست بده اعتقاد دارن. چند درصدشون, داشتن حلقه رو از روی عادت رعایت نمی‌کنن. چند درصدشون جونشون به حلقه‌شون بسته‌ است...

چقدر دلم حلقه می‌خواد. من به تمام شما حلقه‌دارها حسودی می‌کنم. حلقه‌هاتان را مدام بگذارید. من به این حسادت نیاز مبرم دارم

 

 

/ 7 نظر / 34 بازدید
مهرک

لینک کردم که بخونمت[گل]

الهه

هر حلقه ایی که غبطه نداره...:)

شبیه من تنها . . .

تو و حلقه ؟ خب بیا خودم برات بخرم . . . این که حسادت نداره

مشکات

آره حلقه داشتن و توی انگشت دوم دست چپ گذاشتن، حس خوبی به منم میده، حس تعهد، دلبستگی...البته متاسفانه این حس برای بعضیها خوب نیست گاهی یه جور رسمه قدیمیه....[خنثی] این پستت....

یِ خانومِ شاد!

جا دارد بگم بازم درک نمیکنم! حلقه نشد ی انگشتر دیگه جانم

ابان

حلقه نشون دهنده خیلی چیزها است . مثلا اینکه وقتی برگردی خونه یکی دلتنگ تو است .. حلقه ...نشونه تعهد است ..شاید ..[لبخند]