حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
مادری‌های پدرانه by: حُسنیه

هی متوجه نمی‌شه چی می‌گم. هی می‌گه داری با خودت چیکار می‌کنی. هی تکرار می‌کنه یه قرص آهن خوردن مگه چیه که یادت می‌ره و نمی‌خوری. به مامانم می‌گه اینو هر شب قرص آهن بدین. حالش خوب نیست. مامانم اولتیماتوم می‌کنه که اصلا قرص آهن باید باشه تو سجاده‌ت که هروقت نماز می‌خونی یادت بیاد. چرا هی می‌گی یادم می‌ره. من هی نمی‌دونم چی بگم. انگار کسی واقعا نمی‌تونه درک کنه اینکه حتی قرص رو می‌بینی و می‌دونی الان باید بخوری و پا می‌شی تا بری بخوری اما تا بلند بشی یه کار واجب دیگه‌ای پیش میاد که انقد درگیر اون کار می‌شی که اصلا انگار تو نبودی که به بهونه‌ی قرص پا شدی و تا فرداها دوباره یادت نمیاد که باید می‌خوردیش و انقدر همینطور می‌گذره که یهو به خودت میای که ای بابا بازم چند وقته نخوردم.


هی متوجه نمی‌شه چی می‌گم. که یه مادری که نقش پدر رو هم داره یعنی کسی که شماره‌ تماس‌های آقای جویا "آرایشگر"، آقای اصغری "مسئول شنای استخر ولیعصر"، آقای محمودی "معاون مدرسه"، آقای دندون‌پزشکی که تو درمانگاه شهید کشوری کار می‌کنه و ریشه دندونای شیریِ محمدحسن فقط با مهربونی‌های اون کنده می‌شن و آقای دکتر تغذیه که هر دو هفته یه‌بار بچه‌ها اونجا چک میشدن و شماره اشتراک‌های با پیتزا زیتون و آژانس ماشین و .... رو داره.


هی متوجه نمی‌شه چی می گم اینکه وقتی از دانشگاه، قبل از رفتن به خونه، یه‌راست می‌ری میوه‌فروشی و خیلی بی‌اختیار و ناخودآگاه، بدون اینکه ذره‌ای فکر کنی می‌گی آقا دو تا موز لطفا! بعد کل راه رو بخندی به حرفت که واقعا چرا نگفتم سه تا؟  چه رازی وجود داره اینکه جلوی چشم یه مادر رو فقط بچه‌هاش بگیرن؟ و اصلا چرا؟


مادری پدربودن یعنی احمقانه لذت بردن. البته این مادری کردن هم دو گونه‌س. شامل زنایی که شوهراشون مُردن و عهده‌دار خرج و مخارج زندگی‌ شدن، نمی‌شه. اونا حسابشون سواس. خیلی هم سواس. شانس آوردن یعنی. بیوه بودن ننگی نداره اما ...

اصلا نگیرید؛ اگر بچه دارید ط...لاق نگیرید. بمانید سر زندگیتان حتی اگر دین و ایمانتون به حراج بره.

 

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه