حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
زندگی با طعم حامد زمانی by: حُسنیه

توی تاکسی، سر ناهار، موقع شب‌نشینی، توی خیابون، هروقت که حس حسین برسه، داره یکی از شعرهای حامد زمانی رو میخونه. اخیرا هم فرقی نمی‌کنه که در چه حالتی قرار داره و داره چه کاری میکنه، شعر "می‌کُشیم" رو با حالت جدی میخونه. خیلی بیشتر از شعرهای دیگه‌ی آقای زمانی.

از وقتی قضیه لوازم تحریر ایرانی اسلامی داغ شد و مدام خبرهای نمایشگاه و فروش و تبلیغاتش رو می‌بینیم، فکر میکنم از بس حسین به حامد زمانی علاقه‌مند شده، اگر ببینه که عکس آقای زمانی رو هم روی جلد لوازم تحریری کار کردن، حتما ترجیح میده که تمام دفترهاش، حامد زمانی باشه.

حس قهرمان‌سازی پسرها خیلی جالبه. قبل از این انرژی هسته‌ای و شهدای هسته‌ای و نیروی دریایی بود، حالام که آهنگهای آقای زمانی اضافه شد.

 

پی‌نوشت: این‌‌روزها این دو تا کارایی می‌کنن که زیاد تو لنز دوربین خیره میشم!

 

...

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه