حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
این یک تهدیدِ رسمی‌ست! by: حُسنیه

مرغُ اُردکاش که بدنیا اومدن، یه جوراب مشکی زنونه رو پر از خسُ خاشاک کرده بودُ چند تا پَرِ درشتِ اردک رو بهش وصل می‌کردُ به بلندترین چوب، وسط باغ آویزون.

.از اون روز به بعد خاطرش جمع می‌شد که دیگه هیچ کلاغی به قفس نسبتا بزرگ مرغُ اردکاش نزدیک نخواهد شد. این کلاغِ مصنوعیِ مُرده، درس عبرتی می‌شد برای همه‌ی کلاغ‌های زنده‌ی تو آسمون که دنبال جوجه‌ی باغش برای شکم‌شون بودن، که اگه نزدیک شید، به عاقبت این کلاغ دچار می‌شید. این یک تهدید رسمی‌ست، نزدیک نشوید. شده حکایت این روزهای من تو تهران. تهرانی که روز به روز احساس تنهایی بیشتری بهم می‌ده!

فاطمه حق‌وردیان من رو نمی‌شناسه، منهم ندیدمش ولی عاشق صداشم. اینروزها صداش تو متروُ مسیر رفت و آمدم از خونه تا دفتر تو گوشمه، اصلا بدون صدای فاطمه از خونه حرکت نمیکنم ولو اینکه چادر و روسری‌م، مدام گوشی هندزفری رو از گوشم بندازه. فاطمه اینجا رو اگه خوندی، چند تا دیگه از صدای شعرت رو بهم برسون لطفا.

امشب داشتم ماکارونی درست می‌کردم، عموم بم گفت ماکارونی رو ریزتر نمیکنی؟ انگار پتکی زده باشند به سرم که حواست کجاست دختر! این ماکارونی‌ها رو برای حسنین که درست نمیکنی که عاشق هورت‌کشیدنن و همین باعث می‌شه کمی و فقط کمی بیشتر غذا بخورن

.چشمای پر از اشکم رو ازش پنهون کردمُ گفتم حواسم نبود عمو، فکر کردم حسن و حسین قراره بخورنش...

هنوز بعد از چهار ماه به نبودنتون عادت ندارم. کاش این‌روزهای نحس تموم شن. کاش ایمانم به رجل یسعی تو این شهرِ ترس و تنهایی ازبین نره.

 

 

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه