حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
حَسّونی! by: حُسنیه

 

توی فرندفید، بچه‌های عربی‌دوست! نوشته بودند این اسامی خاص، با این تلفظ‌ها بین عرب‌زبانها رایجه. رایج هم نه، اینطور برداشت کردم که می‌گفتند یکجورِ خاصی عاشقانه‌ست و بعضی‌هاشان، اینطور هم را صدا می‌زنند. بین اسامی، حسن و حسین هم بود. اونها گفتن شما رو "حسّونی" خطاب می‌دن. بعد من شروع کردم روضه‌خواندن، مدام حسّونی صداتان زده‌م و گریه کردم. انگار زنِ عربی بودم که پوشیه داشتم و خاکِ روی زمین را به سرم می‌کوبیدم و خلخال؟ نمی‌دانم اما میان مردان و زنان شهر راه می‌رفتم و حسّونی حسّونی‌گفتن‌م داشت نفسم را بند می‌آورد. درست همان حسی بوده که گاهی قرة عینی و ثمرة فوادی صداتان می‌زدم، شما هم می‌خندیدید.

...

باید پسر داشته باشی تا صدای طبلِ عزا

و زنجیرزنی همراه با مداحی جان‌سوزی را فقط در مُحرَّم نشنوی. ..

این‌روزها طبل‌ و زنجیرهای کوچک‌تان هم، بهانه‌‌ی دستان‌تان را دارند...


 

 

 

 

 

 

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه