حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
مدیریت پسرانه_مادرانه by: حُسنیه

ظهرجمعه‌ست. دارم شامی درست می‌کنم. مقداری گوشت چرخ‌کرده رو درمیارم و یه عدد سیب‌زمینی متوسط براش رنده می‌کنم. حسین تا تو دستم سیب‌زمینی رو می‌بینه میگه میخوای چی درست کنی مامان؟ گفتم: شامی. می‌گه یه سیب‌زمینی کمه. می‌گم دو عدد شما، یه عدد من، روی هم 5 عدد. اینم 5 عدد درمیاد دیگه. می‌گه درنمیاد. حالا گوشت چرخ‌کرده‌م رو با سیب‌زمینی‌رنده‌شده و یه عدد تخم‌مرغ مخلوط کردم، دیدم به 5 عدد شامی نمی‌رسه. به حسین می‌گم: یه سیب‌زمینی دیگه بیار از حیاط. می‌گه چرا؟ می‌گم یکی کمشه. می‌گه من درآینده حتما یه کسی می‌شم برای خودم، چون همون اول می‌دونستم کمه

 

 

 

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه