حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
ولیِّ فقیه من کو؟ by: حُسنیه

 

دیدین دخترایی که به دیدار آقا میرن و گریه میکنن؟ دقیقا عین اونهام. یه علاقه‌ی خاصی بهشون دارم. میبینمشون جونم براشون میره. خیلی دوسشون دارم. تو این مدتی که مشکلاتم از ظرفیت و طاقتم بیشتر بود، هیچ ربطی نمی دیدم این علاقه‌م خدشه‌دار شه. مطمئنم خیلی ذاتیه چون...

 

دیروز از صبح بخاطر ترجمه رفته بودم کتابخونه. تا ظهر رو ترجمه‌م وقت گذاشته بودم. خسته شده بودم. کمی از پسته‌ها رو خوردم و رفتم سمت مجلات، حوراء بود، برش داشتم. شماره جدیدش درمورد طلاق بود. ورق زدمش، خیلی خوشم اومده بود تااینکه رسیدم به صحبتهای خانم علاسوند؛ بین تمام مطالب شماره چهلم حوراء، دیوونه‌م کرد.

 

تو زندگی این مدت 4 سال و نیمم، خیلی جاها فهمیدم چقدر طرف مقابلم یه ظالمه و چقدر داره سوء‌استفاده می‌کنه و من چقدر دارم بهش میدون میدم که البته اگه این وسط پای بچه‌ها نبود، ...

 

اما نمی‌دونستم که یه نفری یه جایی اینا رو میفهمه، بیانش میکنه، دستورات صدر اسلام درمورد طلاق رو میگه و خیلی هنرمندانه برشی میزنه به جامعه‌‌ی امروز دادسراهامون، ظلم مردهای جامعه‌مون...

 

گریه‌م گرفته بود. که من فقط یه پیامبر کم دارم. منم مثل زن تو روایت این گفتگو هستم. اگه ولی‌فقیه من هم دم دستم بود، یا میتونستم باهاش حرف بزنم و مشکلاتم رو بگم، مطمئنا نمیذاشت اینهمه سال رو عذاب بکشم. ولی فقیه‌م مثل پیامبر اون زن، نیست. حرفهام نمی تونه بشنوه. نمی‌تونه دستور بده اجرا کنین. نمی‌تونه اصلا من رو ببینه. من نمیتونم باهاش حرف بزنم و خیلی از ریشه‌های سمّی این مشکلات رو براش باز کنم... فهمیدم من فقط نیاز به یه "رجل یسعی" ندارم که بیاد و گرد خستگی راه رو از پیشونیم بگیره، فهمیدم مقصر بالاتر از قوه‌ی قضائیه و دستگاه‌های ناقص اجرایی، اینه که من ولی‌فقیه کم دارم

 

 

 

 

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه