حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
گردشِ چشم by: حُسنیه

 

 خونواده‌م دارن از اجاره‌نشینی درمیان؛ شاید تا یه هفته دیگه. ولی من و پسرا نمی‌تونیم باهاشون بریم چون واحدشون فقط دو اتاق داره. خیلی امروز دلم گرفته. خیلی دلم می‌خواست می‌فهمیدم امروز، خانم‌های کشورم از امام‌رضاشون چی خواستن. امروز خیلی دلم تنگ بود، مدام غزل رضوی‌مو می‌خوندم و گریه می‌کردم. خیلی هم خواسته ندارم و نداشتم، همینکه با پسرام هستم خوبه اما کاش به حق امام‌رضا، کاش به لطف حضور و کرمش، کاش به‌حق جوادش، هیچ دختر و زن بی‌سرپرستی مجبور به تن‌فروشی نشه.

روز زیارتی امام رضا، زنان بی‌سرپرست رو از دعاهاتون بی‌نصیب نذارین

 

 

 

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه