حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
اولین املای کلاس دوم by: حُسنیه

 

با داداشم از دادگاه صبح اومدیم بیرون. آسمون رو که دیدم، یه نفس با چشم بسته قورت می‌دم و یه الحمدلله‌یی می‌گم. بااینکه قطعی نیست هنوز و نمیشه دل بست اما باز هم جای شکرش باقی بود یه عالمه.

یه‌راست می‌خوام برم مدرسه‌ی بچه‌ها، بدون اینکه جلسه باشه یا کار خاصی داشته باشم، می‌خوام برم ببینمشون. داداش منو می‌رسونه مدرسه و خودش می‌ره. با معلم کلاس دوم پسرا آشنا میشم که همون معلمی نبود که روز اول تو کلاس بچه‌ها با مادرا صحبت کرد. تا گفته‌م مادر دوقلوهام، گفت: شما مادرشونین؟ با خنده می‌گم اهوووووم، چطور؟ می‌گه آخه شبیه هم نیستین. می‌گم نگید تو رو خدا، ما خیلی هم شبیه همیم

 

همین الان اولین املای سال دوم پسرا رو گفته‌م. داشتم نمره‌ی بیست محمدحسن رو می‌دادم و زیرش شعر سال قبل رو که برای نمره‌ی بیست‌شون گفته بود‌م رو می‌نوشتم و با صدای بلند و آواز می‌خوندم. صدای محمدحسین درمیاد که، حساب نیست، امسال باید یه شعر دیگه برای نمره‌ی بیستمون بگی. پسر عینکی‌م می‌گه: مامان، همون شعر پارسال رو برام بنویس، ایراد نداره.

 

نوبت به املای محمدحسین می‌رسه، می‌شه 18، می‌گم تو ذهنم برای 18 شعر ندارم اصلا آقااااا. بااینکه یه دقیقه قبلش اصلا حاضر نبود شعر تکراری براش بنویسم، شعر "بیست شدی و بیست شدی، از بوسه‌هام خیس شدی

"رو می‌خونه و با جدیت می‌گه خب بنویس هیجده شدی و هیجده شدی، از بوسه‌هام خیس شدی

فقط با تعجب نگاش می‌کنم

 

ولی دارم فکر میکنم باید شعر جدید بگم خب، حق دارن.

هر پیشنهاد و قافیه برای دوبیتی رو پذیرا هستم درضمن

 

 

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه