حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
مامان ِ دوقلوها by: حُسنیه

نمی‌دونم جای دیگه‌ای غیر از شمال هم این اعتقاد رو دارن یا نه. اینجا می‌گن کسی که دردِ کمر داره و از درد ِ کمرش‌م ناله داره، اگه زنی که دوقلوی پسری زایمان کرده، لگدی به پهلوش بزنه، خوب ِ خوب می‌شه.

من اصلا این جریان‌و نمی‌دونستم. یه‌روز برای مامان مهمونی میاد و منم طبق معمول مشغول کارای خودم تو اتاق. اما مامان اومد اتاقم و گفت بیا این خانمه کارت داره. می‌گم کیه. می‌گه تو نمی‌شناسی، اهل محله. بیا برات توضیح میدم. میرم و برام همین مطلب رو توضیح می‌دن.

من اما با کلی قیافه‌ی تمنا که: نه، من این‌کاره نیستم و نمی‌تونم ضربه بزنم و این حرف‌ها و اون خانم هم با کلی اصرار که قبلش این جمله رو بخون و بزن به اینجای پهلو و این حرف‌ها.

کارم به خنده می‌رسه که ای بابا. اصلا این حرف‌ها چیه و اون خانم هم بیاد فلسفه‌ش رو برام بگه که این اعتقاد از کجا آب می‌خوره و خاندانش با این اعتقاد از لگد ِ مادر دوقلوهای پسر چه‌قدر خوب شدن و این حرف‌ها

هی هردفعه می‌گفت نه اینطوری نباید بایستی، دستتو نباید به دیوار بذاری.... خلاصه من زدم، نه یه‌بار. سه‌بار.

 

 

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه