حُسنیه
Contact me
My Profile
Blog Author(s) حُسنیه
Previous Months Home Archive شهریور ٩٥ شهریور ٩٤ امرداد ٩٤ اردیبهشت ٩٤ بهمن ٩۳ دی ٩۳ آذر ٩۳ شهریور ٩۳ امرداد ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ اردیبهشت ٩۳ فروردین ٩۳ اسفند ٩٢ بهمن ٩٢ دی ٩٢ آذر ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ تیر ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ آذر ٩۱ آبان ٩۱ مهر ٩۱ شهریور ٩۱ امرداد ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ خرداد ٩٠ اردیبهشت ٩٠ فروردین ٩٠ اسفند ۸٩ بهمن ۸٩ دی ۸٩ More ...
      یخ ِ نُه ()
فرفره بچرخ بره by: حُسنیه

 

 

داداش دومیم سفری سه روزه به مشهد داشت بهمراه زن‌داداشم. یه‌جورایی ماه‌عسلشون شده بود که دو نفری برای روزهای عید، با ماشین شخصی‌شون رفتند و خداروشکر به سلامت اومدند. حالا که چند ساعتیه اومدن، انقدر از طرقبه گفتن که دلمون مث سیر و سرکه از آب‌شدن جوشید. یعنی من حتی نمی‌دونستم طرقبه رو چجوری می‌نویسن که اینها اینهمه ازش تعریف کردن و عکسهاشو نشون دادن. آخه یه مکان چقدر می‌تونه زیبا باشه تو دلبری. آخه چرا من هنوز نرفتم ببینمش. مخصوصا زدن تو نقطه ضعفم که: آبجی راستی همون کیف‌کوله‌هایی که دوس داری با پشم گاو و گوسفند و جاجیم و گلیم و خلاصه هرچی تو این بند و بساط باشه هم فراوون داشتن اما گرون بود نگرفتیم. ... بعد هم یه فرفره‌هایی رو ازونجا سوغات آوردن برای دوقلوها که منو برد به دوران بچگیم. چقدر ساعتهای بچگی سر چرخیدن این فرفره‌ها رفت. چقدر خوشم می‌اومد می‌تونستم یه فرفره رو با تبحر خودم روی یه سینی به رقص دربیارم. فرفره می‌چرخید و من نازشو می‌خریدم. حتی براش شعر می‌خوندم تا وقتی بایسته. حالا شده داستان دوقلوهای من. حسابی باهاش مشغول شدن. انواع روش چرخیدنش رو بهشون یاد دادم. یه سینی استیل هم براشون آوردم که روش امتحان کنن هی. خیلی ذوق‌زده‌ن. خیلی ذوق‌زده‌م. خیلی نوستالژیک خوبی بود. جالب‌تر اینکه حس شعر آقاپسر دوممو دوباره تحریک کرد. فرفره که می‌چرخید یهو محمدحسین یه شعری براش گفت و الان دیگه هر سه‌تامون وقتی فرفره‌هاشون می‌چرخه، این شعر رو تکرار می‌کنیم با کلی دست و خنده و شادی.

فرفره آی فرفره

فرفره آی فرفره

فرفره بچرخ بره

 

  Comments ()
Recent Posts چادرِ رنگیِ مادر یه لذتهایی رو باید توی 13سالگی تجربه کرد دریا رو بغل زده بودیم ما خیلی باحالیم، خیلی من و دلتنگی به توافق رسیدیم بُقچه پسر کو ندارد نشان از مادر! الکی‌های تلخ اصلا حسین... بازیِ بچه‌ی همسایه